پرتره دیروز
وقتی تو آلبوم قدیمی ها یه سرکی بکشی لابلای عکس های کوچیک سیاه و سفید که اوصولا یه چند تا ترکی هم روش دیده می شه نگاهی بندازی . می بینی اون زمان هام آدم هایی بودن که به اندازه این زمون به خودشون و عکسشون بهاء بدن . ولی خب به خاطر مسائلی که وجود داشت یا عکاس های مردی که بودن کمتر آدمی حاضر می شد جلوی قاب دوربین هر عکاسی بنشین و با هر ژستی که می گه کنار بیاد.

امروز تو سایت ها دنبال چند عکس پرتره خوب می گشتم .لابه لای عکس ها چند پرتره قدیمی هم پیدا کردم. فرق بین ژست ها و حالت ها و لباس ها و آرایش ها واقعا برام جالب بود.

عکاس های اون زمون کجا و این زمون کجا... دوربین ها و آنالوگ و فیلم و آگراندیسور و چاپ و اون زمون کجا / اس دی و سی اف و دیجیتال و کامپیوتر و لمینت و شاستی و بنر این زمون کجا

راهیافتگان پنجمین جشنواره عکس جوانان ایران

در این دوره 583 عکاس با 5811 عکس در سه بخش این جشنواره شرکت داشتند که هیات داوران آثار راهیافتهگان را به شرح زیر اعلام کرد.
راه یافتهگان به بخش الف، تک عکس: فوادسید محمدی، حمید رضا بازرگانی، اسحاق آقایی، آمنه رضازاده، محسن خیر خواه، کاوه بغدادچی، محمد رضا احمدی، محمد حمیدی، امین نظری
راه یافته به بخش الف، مجموعه عکس: حسن فتاحیان
راه یافتهگان به بخش ب، تک عکس: علیرضا عطاریانی، جلال سپهر، رضا معتمدی، علی حامد حق دوست، سید محسن سجادی، مرجان طلایی، قدیر وقاری، حمیدرضا بازرگانی، کامل روحی، سیدعلی حسینیفر، سیده مریم موسوی، محمد هادی جلال پور، سید محمد فاطمی، حمیده شفیعی ها، جمشید فرجوند فردا، رضا قاسمی زرتوشه، یوسف اکبری پابندی، فضیلت سوخکیان، علی صاحب الزمانی، امیر قادری، حامد نیرومند، مهران چراغی، مهدی رضوی، صمد قربانزاده، فرامرز عامل بردبار، شکوفه بیاتی، مجبد شغایی فلاح، سید جلیل حسینی زهرایی، منصوره معتمدی، لقمان رحیمی، جواد عسگر اوغلی، ارطوران (داریوش)نجفی
راه یافته به بخش ب، مجموعه عکس: جمشید فرجوند فردا
راه یافتهگان به بخش ج، تک عکس: نگین ابراهیمی، رسول شریف ثانوی، عالیه سعادت پور، وحید قاسمی زر توشه، امین جعفری پور، زهرا فیاضی، مریم فرساد، حامد اخلاقی، غزاله غضنفری، مسعود رضایی، سید محمد فاطمی، محمد نسایی، کاوه بغدادچی، سعید عامری، ایمان رضایی تازیانی، زهرا حسینی، صمد قربانزاده ، علیرضا سعید هارونیان، عبدالرحمن مجرد، محسن رضایی، شکوفه بیاتی، رامین عدل
راهیافتهگان به بخش ج، مجموعه عکس: نوید ریحانی، سارا فرجوند، امید امیدواری، صمد قربانزاده
متهمان اصلی
در هر صورت این آش فقط به دست این ۲ تن پخته شده و خود باید پاسخگوی توهین های ایجاد شده به اهالی مطبوعات باشند.
تلخ ترین سفر
بی نظمی و هرج ومرج بیداد کننده بود
نمایشگاهی که برای مطبوعات به پا شده ـ قرار بود اتوبوس که به آنجا می رفت اگر جای خالی برای بچه های مطبوعات داشت ـ فقط نامبر وان های مطبوعات استان بیایند و بس...
۲۵ صندلی خالی و بچه هایی که در انتظار دعوت از خانه مطبوعات!! اخرین روز از نمایشگاه را هم در قزوین ماندند.
پس از استقبال کم هنرمندان...
ساعت ۱۱ ظهر ـ رئیس خانه مطبوعات ـ "هر کی می خواهد بیاید جا هست ادم نیست"

یک ساعت تاخیر
چیپس و پفک نمکی که با هماهنگی تلفنی با مدیر کل ارشاد فاکتور شد...
بچه هایی که به شوق رفتن به نمایشگاه مطبوعات با آن همه سرو صدایی که به پا کرده بود ـ نهار نخورده با میزا قاسمی بهبهانی یاد خانه مطبوعات کردند...
۲۰راننده و یک ماشین ـ راهی که پیدا نشد ـ راننده ای که از هر کس و ناکسی انقدر آدرس گرفت تا گم شد...

خانه مطبوعاتی که در معنای اختتامیه و افتتاحیه ماند. در روز اخر نمایشگاه به دو نفر برای هماهنگی زنگ زد یا نزد!؟!؟!؟
راهی که قرار نبود تمام شود
و در نهایت در بسته نمایشگاه و غرفه های خاموش
جایی که بهترین پیست اسکیت برای یک کودک بود
دیدن یه مشت میله از اسکلت یک غرفه
ترافیک تهران - خستگی بی چون و چرا - راه گم شده - نمایشگاه خاموش - و غذایی که قرار است فقط با ۱۵۰۰ تومان به معده تزریق شود...
تلفن های مکرر به رئیس ارشاد/ رئیس خانه مطبوعات
اختشاشات و اختلافات و توهین ها وتهمت ها و درگیریها و مشاجره های لفظی یکی از اعضای خانه مطبوعات با چند نفر از بچه ها (اسلام در خطر است/ چرا طرح تفکیک جنسییت در اتوبوس اجرا نشده )
و در آخر عذر خواهی رئیس خانه مطبوعات از ۱۹ نفر سرنشین اتوبوس به خاطر تمام نارضایتی های پیش آمده
این بود سفر برزخی بچه های مطبوعات در شانزدهمین نمایشگاه بین المللی مطبوعات که با کلی حرف و حدیث به کار خود خاتمه داد.
اما همه چی اینجا به پایان نمی رسد...
عکس های یادگاری
نگاه می کنندو لبخند می زنن/ لبخند می زندو سکوت می کنن/ سکوت می کنن و شادن/ شادن و صمیمی/ و این صمیمیت برای لحظه ای به اوج خود می رسه/ اما همه منتظرن؟!؟!...
منتظرن شنیدن صدای شاتر/ ولی امان از اون لحظه ای که این صدا رو بشنون
مثل بمب ترکیده می شن/ انگار سکوت ثانیه ای رو دل همه گیر کرده
عکس یادگاری واقعا زیباست... به خاطر اینکه همه تو چهار چوب تصویرت هستن/ همه در دریچه نگاهت دیده می شن/ همه هستن و قراره این بودن به دست تو ثبت بشه
ولی حیف که تو نیستی و خالی بودنت رو فقط خودت احساس می کنی...

عکس یادگاری از همکلاسی ها

عکس یادگاری از مطبوعاتی ها

عکس یادگاری از عکاسان

عکس یادگاری از بستگان
مسابقه بسکتبال

عکس های تور الموت
عکس های سفر یک روزه وبلاگ نویسان قزوین
۱-قلعه حسن صباح

۲- برداشت برنج

۳- دریاچه اوان

عکس های خودمونی در قسمت ادامه مطلب قرار دارد.
ادامه مطلب
آتش نشان ها (2)
۲) هفته دفاع مقدس و روز آتش نشانی هم به خیر و خوشی تموم شد/ سر جریان ۳۱ شهریور و محروم شدن تعدادی از بچه ها از عکاسی رژه ارتش(به خصوص من)/ متاسفانه شدیدا دلخوری به وجود اومده بود/ اما خوشبختانه بعد از یه سری جریانات همه این اختلافات بر طرف شد و قرار بر این شد از این به بعد تمام عکاسان برای مراسمات دعوت بشن/ حالا باید منتظر موند ببینیم واقعا سر قولشون هستن یا نه
اما یک نکته قابل تامل
تازگی ها نمی دونم چرا سازمانها و ادارات برای دعوت از نشریات تبعیض قائل می شن/ حتی همین اداره ارشاد خودمون
هر موقع دلیل رو جویا میشی جواب های متنوعی میشنوی/ نمی دونم چرا بعضی فکس ها به بعضی نشریات نمی رسه یا بعضی روابط عمومی ها یادشون می ره که باید همه مطبوعات استان رو دعوت کنن/ به هر حال جواب ها زیاده!! فقط باور کردنش کمی سخته/ این وسط خدا می دونه که خیر و شر به چی بوده و هست






