مرغ و خروس
حاضرم قسم بخورم که این مرغ و خروسها تو خوابم باورشون نمی شد که عکسشون تو اینترنت بره

خونه
یه روز رفتم کلاس نقاشی ،اصلا حس نقاشی کردن رو نداشتم
خودم رو داشتم یه جورایی سرگرم می کردم که استادم صداش در نیاد و قر نزنه .ولی فهمید و گیر داد و گفت باید یه کاری شروع کنی و بی کار نمونی .داشتم طرح ها رو ورق می زدم که چشمم به این طرح افتاد .یه جورایی ازش خوشم اومد . بعد اتود زدم بعد با ابرنگ زمینشو زدم بعد با مداد رنگی رنگش زدم بعد اخر کار با گواش جزئیاتش رو گذاشتم.همین
یکی دو نفر اومدن خونمون این کارم رو دیدن و گفتن خیلی قشنگه خودم هم یه جورایی باهش حال می کنم ولی از این قشنگ تر هم قراره اتود بزنم

بازم بهار

بگذاریدو بگذرید
ببینیدو دل مبندید
چشم بیندازید و دل مبازید
که دیر یا زود
باید
گذاشت و گذشت
خودمون رو کشتیم تا عید بشه ،حالا که عید شد.... انگار نه انگار
همیشه انتظار رو بیشتر دوست داشتم .همیشه اسفند رو بیشتر از عید دوست داشتم .الان که عیده تمومه ذوق ادم ها تموم شده۰الان مردم روزهاشون رو می شمارن که ببینند کی تموم میشه و هر روز که می گذره ناراحت می شن که ای وای تموم شد اما قبل سال نو روزا رو می شمردند تا ببینند که کی سال تحویل میشه. . وقتی صبح روز پنجشنبه اول فروردین ساعت ۹یکی رو توی خیابون ببینی انگار نه انگار و فقط بهش سلام می دی.اما اگه نیم ساعت بعد ببینیش حتما بعد سلام کردنش می بوسی و عید رو هم بهش تبریک می گی.
فرق بین امسال و پار سال فقط یک ثانیه اس . قدر ثانیه ثانیه های امسالت رو بدون که دیگه بر نمی گردند


