|
يه روز قبل از عيد يا همون 29 اسفند تنهايي رفتم از مردم و كاراشون عكس بگيرم ،اصولا تنهايي جايي عكاسي نميرم ولي اينقدرحس عكاسيم بالا بود كه حاضر شدم تكو تنها برم تو كوچه خيابون و از مردم و كاراشون عكس بگيرم.
از سپه شروع كردم، ترافيك زيادي بود، انگار شمارش معكوس شروع شده بود وهمه ميدويدن، همه به فكر كم و كسرهاي شب عيدشون بودن، به فكر آجيل و گوشت ماهي، به فكر سبزه هفت سينشون و... همه منتظر بودن، يه انتظار قشنگ، يه انتظاري كه هر چه قدر براش دوندگي كني، انگار كم كردي.

ادامه مطلب |