دریچه نگاه
وبلاگ عکاسی حمیده شفیعی ها
بازی بسکتبال امروز
ساعت ۳ بعد از ظهر بازی بین صبامهر- ذوب آهن بود.برای اولین باربود برای عکاسی بسکتبال می رفتم. سخت بود ولی جالب.همش می ترسیدم باز توپ بخوره به لنزم و بشکنه .خیلی خاطره بدی تو ذهنم مونده ، یه جورایی چشمم ترسیده، یادش بخیر؛ توبه کردم بودم که دیگه عکس ورزشی نگیرم ولی چه فایده ، یه هفته بعد تمام حرف هامون یادم رفت.
ادامه مطلب

ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمیده شفیعی ها
| 20:48 | پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388
•
درگیری های 29 اسفند هر سال
يه روز قبل از عيد يا همون 29 اسفند تنهايي رفتم از مردم و كاراشون عكس بگيرم ،اصولا تنهايي جايي عكاسي نميرم ولي اينقدرحس عكاسيم بالا بود كه حاضر شدم تكو تنها برم تو كوچه خيابون و از مردم و كاراشون عكس بگيرم.
ادامه مطلب
از سپه شروع كردم، ترافيك زيادي بود، انگار شمارش معكوس شروع شده بود وهمه ميدويدن، همه به فكر كم و كسرهاي شب عيدشون بودن، به فكر آجيل و گوشت ماهي، به فكر سبزه هفت سينشون و... همه منتظر بودن، يه انتظار قشنگ، يه انتظاري كه هر چه قدر براش دوندگي كني، انگار كم كردي.

ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمیده شفیعی ها
| 17:22 | شنبه بیست و دوم فروردین 1388
•
روبوکاپ
تو كلاس 40 نفري ما تنها قزويني بچهها منم .آماره كل رو دراورم ديدم تو 100 نفر پذيرش امسال فقط 3 نفر قزويني هستند،خيلي جالبه دانشكاه تو قلب قزوينه اون وقت 97 درصد دانشجويا تهراني و كرجي...خيلي از بچهها ميدونستم كه مسابقه روبوكاپ تو قزوينه،كلي پرس وجو ميكردن كه كجاس و كي شروع ميشه وچه جوريه. ( حال كردم كه مسابقات بزرگي مثل روبوكاپ تو قزوينه و قزويني ها حرف اول و تو هر دوره ميزنه.) خلاصه این قدر هیجان روبوکاپ تو کلاس زیاد بود که خوده استادگفت خانم شفیعی می تونی برید به مسابقه برسی.
ادامه مطلب

ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط حمیده شفیعی ها
| 12:50 | یکشنبه شانزدهم فروردین 1388
•




