اگر من بخواهم به گفته های شما عمل کنم
فقط تعداد کمی از بندگانم قادر خواهند بود آن را بیابند
در حال که من می خواهم راز زندگی در دستر س همه بندگانم باشد
در این هنگام یکی از فرشتگان گفت فهمیدم کجا ای خدای مهربان
راز زندگی را در قلب بندگانت قرار بده
زیرا هیچکس به این فکر نمی افتد که برای پیدا کردن آن باید به قلب
و درون خودش نگاه کند و خداوند این فکر را پسندید
دریچه نگاه
Hamideh shafieeha photoblog
آیکوگرادا در سال 1963 تاسیس شد و از سال 1995 تا کنون مجامع مختلف گرافیک و طراحانِ سراسر جهان به شکل های مختلف سالروز تاسیس این انجمن را گرامی می دارند. برپایی نمایشگاه یا مسابقه ی طراحی پوستر از مرسوم ترین شکل های این گرامی داشت است. در ایران انجمن صنفی طراحی گرافیک نماینده ی آیکوگرادا محسوب می شود. جوانترین عکاس خبری ایران http://globalassignment.gettyimages.com/Sina-Shiri/Southern-Iran/Default.aspx http://globalassignment.gettyimages.com/sina-shiri/default.aspx
بهترین و بیشترین ها رو برات آرزو می کنم اولین شماره مجله لایف Life در نوامبر 1936، حدود ۷۶ سال پیش، توسط henry luc بنیانگذار موسسه Time و با تاکید بر فتوژورنالیسم منتشر شد. ۱- http://www.life.com/hdgallery/67641/image/ugc1230321/2011-pictures-of-the-year ۲- شاید نام یه عکاس زن ایرانی در بین عکاسان بزرگ جهان افتخاره ارزشمندی بود که تونستم در این سن کم تجربه اش کنم اما هر چه که هست این فقط شروع دوباره ایست برای رسیدن به هدف هایی این روز ها آرزویشان را دارم. خبرگزاری مهر: اوقات فراغت بازنشستگان (گزارش تصویری) خبرگزاری مهر : آرامش و آسودگی خیال در سال هایی که دیگر توان و رمقی برای انسان نمانده، شاید تنها خواسته میلیون ها قشر بازنشسته ای باشد که آن را طلب می کنند. اقشاری که به حق دین خود را طی سال ها به نظام و جامعه ادا کرده اند و امروز برای دیدن نتیجه عمل خود چشم به یاری مسئولان دوخته اند. نادر ابراهیمی در مقدمه شاهکارش " بر جاده های آبی سرخ" می نویسد: برخی با سپاس فراوان از حسین آذربایجانی و دست نوشته های همیشه خواندنی اش ادامه تصاویر۱:http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1347782 ادامه تصاویر 2: http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1347810 همه چیز برایم جدید بود. چهل منبری ها: در فرهنگ ایرانی اسلامی، علاوه بر هفت، عدد چهل، نیز از دیرباز در زوایای مختلف زندگی فرهنگی، اجتماعی و مذهبی مردم ایران، معتبر و مقدس بوده و از جایگاه ویژهای برخوردار است. واژه های «چله نشستن»، «چل چلي» و «پيرا چله، گرما چله» همگی، نشانهي اهميت و جنبه نمادین و ماورائی اين عدد در فرهنگ ایرانی است. نمادی که در تاروپود آیین و سنن و رسوم این سرزمین ریشه دوانیده است. از جمله این آیین که پیوندی دیرینه با عدد چهل دارد، برپایی رسم «چهل منبر» در تاسوعای حسینی در منطقه لرستان است که به گونه های مختلفی در این منطقه به اجرا در می آید. در این رسم که در خرم آباد به آن «دختران چهل منبری» هم می گویند، دختراني سياهپوش و نقابدار با پاي بدون كفش بصورت گروهي، از اول صبح تاسوعا، مجالس عزا و حسينيه هاي شهر را ميگردند و با نيت و خواستههاي مختلف بويژه بختگشایي در هر جلسه و مراسم عزاداري يك شمع روشن ميكنند تا چهل منبر را سر بزنند و چهل شمع روشن كنند. همچنانكه صادق هدايت در كتاب نيرنگستان مينويسد: « شب عاشورا اگر در چهل منبر، شمع روشن بكنند، اگر مرادي داشته باشند برآورده ميشود» در بخشهای دیگری از لرستان از جمله بروجرد این رسم شکلی دیگر دارد. در رسم «چهل منبر» که در خرم آباد تنها توسط زنان و دختران جوان انجام می پذیرد در بروجرد تنها به زنان اختصاص نداشته و مردان نیز در آن مشارکت می کنند. در غروب و شامگاه تاسوعا، بسیاری از مردم و بویژه کسانی که در شبهای قبل سقاخانه داشته اند درهای خانه خود را به روی مردم باز می کنند و سینی بزرگی در ورودی خانه یا حیاط می گذارند و در آن به یادبود شهدای کربلا شمع روشن می کنند و با نوشیدنی و دیگر نذورات از میهمانان پذیرایی می کنند. بسیاری از زنان و مردان با تهیه چهل شمع، با پاي برهنه و بدون اين كه با كسي صحبت كنند از این خانه به آن خانه رفته و شمع های خود را در چهل سقاخانه مي گذارند. با این کار ضمن عزاداری، حاجات و خواسته های خود را نیز یادآوری می کنند و از امام حسین و یارانش شفاعت می طلبند. این آئین به چهل منبر مشهور است. حضور زنان در صبح تاسوعا با پای برهنه و صورت پوشیده در مراسم چهل منبر فردی شمع به دست به سمت ادای نذر خود پیش می رود. روشن کردن شمع بر روی هر منبر انداختن یک قند در کنار هر منبر مادری به همراه فرزند خود در حال روشن کردن شمع زنان با صورت پوشیده روزه ی سکوت می گیرند یک منبر و صد ها شمع خیل عظیم جمعیت در مراسم چهل منبر- صبح تاسوعا- خرم آباد برای پیوستگی بیشتر چادر های خود را بهم گره می زنند. شمع های آب شده خواندن دعا پس از روشن کردن آخرین شمع پس از پایان مراسم و روشن کردن چهل شمع و انداختن چهل شکلات در کنار هر منبر زنان کفش های خود را به پا می کنن. روبند های خود را بر می دارند. و روزه سکوت خود را می شکنند. با سپاس فراوان از حسن سلیمانی برنا: حضور کلاس اولی ها در مدزسه(گزارش تصویری) یادش بخیر... برای درس علوم لوبیا لای دستمال سبز میکردیم و میبردیم سر کلاس پز میدادیم یادش بخیر... پاکن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی، بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد. ادامه تصاویر:http://www.bornanews.ir/vglamwnm.49nay4hkk6514.,.html عکس انلاین- کسب سه “تقدیر ویژه” از هیات داوران و پذیرش ۲۷ قطعه عکس از ۱۶ شرکتکنندهی ایرانی حاصل حضور عکاسان ایرانی در چهل و ششمین نمایشگاه بینالمللی عکاسی کالیفرنیا در آمریکا است. این جشنواره بینالمللی در دو گروه عکسهای چاپی و دیجیتال برگزار میشود که هر کدام از این دو گروه هم گرایشهای مختلفی دارند که عکاسان ایرانی تنها در دو گرایش آن شرکت کرده بودند. در پایان داوری جشنواره کالیفرنیا عکاسانی از ۴۱ کشور جهان در آن شرکت کرده بودند. آثار علی سامعی، افسانه مغایری از ایران توسط هیات داوران شایستهی تقدیر شناخته شدند. همچنین عکاسان ایرانی در نمایشگاه چهل و ششمین دورهی این جشنواره بینالمللی حضور پرتعدادی دارند. در گروه عکسهای دیجیتال با گرایش “گردشگری و سفر”، کاوه بغدادچی با ۵ قطعه عکس، سید منصور معصومی با ۲ اثر و علی سامعی، عبدالرحمان مجرد، افسانه مغایری، محمد توکلی و محمد شیری هر کدام با یک عکس راهیافته، آثارشان برای حضور در نمایشگاه مورد پذیرش هیات داوران قرار گرفت. در گروه عکاسی دیجیتال با گرایش “عکسهای رنگی” محمد توکلی با ۳ عکس، رضا وهمی و محمد گلچین هر کدام با ۲ عکس، امیر مافی بردبار، محمد شیری، رضا گلچین، امیرحسین شجاعی، حامد قصری، حمیده شفیعیها، محمدصادق حسینی و محمد اولادی وطن هر کدام با یک اثر دیگر عکاسان راهیافتهی ایرانی به نمایشگاه میباشند. شایان ذکر است که چهل و ششمین نمایشگاه بینالمللی عکاسی کالیفرنیا توسط شورای کالیفرنیای جنوبی انجمنهای عکاسی این ایالت (S4C) و زیر نظر فدراسیون جهانی عکاسی هنری (FIAP) و انجمن عکاسی آمریکا (PSA) برگزار میشود. پيدايش عكاسي و روش هاي گوناگون عكاسي در ايران با اختلاف حدود سه سال از آغاز آن در جهان روي داد و اولين عكسها به روش داگرئوتيپ در اواسط دوره محمد شاه قاجار و حدود سال 1260 هجري قمري در كاخ سلطنتي تهران و از درباريان تهيه شد . ناصرالدين ميرزا وليعهد سيزده ساله محمد شاه قاجار در شمار اولين افراد از خانواده سلطنتي بود كه تصوير او بر صفحه داگرئوتيپ ثبت شده است . اين موضوع بعدها نيز دنبال شد و شيفتگي بيش از حد ناصرالدين شاه را به دنبال داشت . از ديگر انگيزه هاي او براي پرداختن به عكاسي ، ديدن آثار كساني بود كه در سالهاي آغاز سلطنت وي در هيئت هاي سياسي و نظامي و يا افرادي كه توسط دولت ايران به استخدام درآمده بودند ، به عكاسي مي پرداختند كه از آن جمله مي توان به لوئيجي پشه ، فوكتي و لوئيجي مونتابونه اشاره نمود . با ورود كارلهيان عكاس فرانسوي به ايران در سال 1275 هجري قمري ، آرزوي ديرينه شاه براي عكاسي جامه عمل مي پوشد و شاه يكي از ساختمان هاي كاخ سلطنتي را به عكاسخانه اختصاص مي دهد و اينگونه « عكاسخانه مباركه همايوني » بنا می شود كه در مجموعه آلبومهاي كاخ گلستان فراوان آمده است . به گمان نزديك به يقين ناصرالدين شاه عكاسي را بدون واسطه يا با واسطه ، نزد كارلهيان فرانسوي آموخته است ولي به دليل احترام فوق العاده اي كه ايرانيان و بخصوص افراد نزديك به شاه ، در مورد « كمال ذاتي شاه » براي وي قائل بوده اند ، حرفي به ميان نيامده است و بخش زيادي از عكسهاي او را تك چهره ها و يا عكسهاي جمعي تشكيل مي دهد كه وي در سالهاي طولاني كه به كار عكاسي مبادرت مي كرده ، از خود و زنان حرمسرا در حالتهاي گوناگون و گاه بسيار خصوصي تهيه كرده است . از جمله عكسها و نوشته هايي كه مربوط به پرتره هاي ( عكسي شخص از چهره خود تهيه كرده باشد ) وي مي شود. از كارهاي جالبي كه در زمان ناصرالدين شاه در رابطه با عكاسي انجام شده است گزارشهاي تصويري از زندانيان و محبوسين و محكومين جزايي و سياسي در دوره ناصري بوده است اين نوع عكسها كاركردي همچون پرونده سازي از سوابق قضايي و يا سياسي افراد و يا براي عبرت آموزي ديگران داشته است . شاه نيز اغلب يادداشتهايي همراه با تحقير و توهين بر عكسهاي مخالفين در بند خود نوشته است كه تعدادي بر اين قرارند به اهتمام حسن سلیمانی (مدیر وبلاگ ققنوس) محسن زین العابدینی به عنوان رتبه نخست حمیده شفیعی ها دوم و مجید سعیدی به مقام سوم این جشنواره شدند که لوح افتخار، يادمان جشنواره و جايزه نقدي دریافت کردندرا نائل گردید. همچنين هيأتداوران در اين بخش از عكاساني چون مریم کریمی؛ مهدی افخمی، عرفان دادخواه و محمد رستمی با اهدای لوح تقدیر به عمل امد لازم به ذکر است که این نمایشگاه تا 18 تیر ماه 89 در سالن نمایشگاه مجتمع فرهنگی آموزشی ارشاد قزوین دایر می باشد. آيين پاياني و اهدای جوايز دومين جشنواره عكس «زنان و زندگي شهري» با اهداي جوايز به برگزيدگان عصر چهارشنبه 12 خرداد ماه در سالن بتهوون خانه هنرمندان ایران برگزار شد. برنا: دختر مغناطیسی (گزارش تصویری) هانیه دخترک 8 ساله ای است که مرا مجاب کرد به جای پرداختن به سوژه های بهاری سراغ دختری بروم که با اراده فراتر از ماورای خلقت چیزهایی محکم از جنس فلز را به صورت خود نگه می دارد. تصاویر زیر گوشه ای از زیبایی های خلقت است که این بار در این شکل به تصویر کشیده شده است. http://www.bornanews.ir/vglgnw9x.ak9twa1rrxp4a.v.html لینک های مربوطه
پس رو به طلبه جوان كرد و گفت: شام چه داری؟؟!
طلبه آنچه را که حاضر کرده بود آورد سپس دختر به او گفت كه چه كسي است و اگر حرفي بزند چه بلايي بر سر او خواهد آمد بعد هم در گوشه ای از اتاق خوابید و محمد هم به مطالعه خود ادامه داد.
از آن طرف چون این دختر شاهزاده بود و بخاطر اختلاف با زنان دیگر از حرمسرا خارج شده بود لذا شاه دستور داده بود تا افرادش شهر را بگردند ولی هر چه گشتند پیدایش نکردند .
صبح روز بعد دختر از خواب بیدار شد و خواست از اتاق خارج شد اما ماموران او را ديدند و شاهزاده خانم را همراه محمد باقر به نزد شاه بردند شاه عصبانی پرسید چرا شب به ما اطلاع ندادی و ...
محمد باقر گفت: شاهزاده تهدید کرد که اگر به کسی خبر دهم مرا به دست جلاد خواهد داد شاه دستور داد که تحقیق شود که آیا این جوان خطائی کرده یا نه ؟
و بعد از تحقیق وقتي صحت ادعاي محمد ثابت شد شاه دربار از او پرسید چطور توانستی در برابر نفست مقاومت نمائی؟
محمد باقر ده انگشت خود را نشان داد و شاه دید که تمام انگشتانش سوخته و ...!
لذا علت را پرسید طلبه گفت: چون او به خواب رفت نفس اماره مرا وسوسه می نمود هر بار که نفسم وسوسه می کرد یکی از انگشتان را بر روی شعله سوزان شمع می گذاشتم تا طعم آتش جهنم را بچشم و بالاخره از سر شب تا صبح بدین وسیه با نفس مبارزه کردم و به فضل خدا ، شیطان نتوانست مرا از راه راست منحرف کند و ایمان و شخصیتم را بسوزاند
شاه عباس از تقوا و پرهیز کاری او خوشش آمد و دستور داد همین شاهزاده را به عقد میر محمد باقر در آوردند و به او لقب میرداماد داد و امروزه تمام علم دوستان از وی به عظمت و نیکی یاد کرده و نام و یادش را گرامی می دارند... زندگی نامه حسین پناهی دژکوه در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان کهگیلویه (دهدشت-سوق)در استان کهکیلویه و بویراحمد متولد شد. پس از اتمام تحصیل در بهبهان به توصیه و خواست پدر برای تحصیل به مدرسه ی آیت الله گلپایگانی رفته بود و بعد از پایان تحصیلات برای ارشاد و راهنمایی مردم به محل زندگی اش بازگشت.چند ماهی در کسوت روحانیت به مردم خدمت می کرد. تا اینکه زنی برای پرسش مساله ای که برایش پیش آمده بود پیش حسین می رود. از حسین می پرسد که فضله ی موشی داخل روغن محلی که حاصل چند ماه زحمت و تلاش ام بود افتاده است، آیا روغن نجس است؟ حسین با وجود اینکه می دانست روغن نجس است،ولی اینرا هم می دانست که حاصل چند ماه تلاش این زن روستایی، خرج سه چهار ماه خانواده اش را باید تامین کند، به زن گفت نه همان فضله و مقداری از اطراف آنرا در بیاورد و بریزد دور،روغن دیگر مشکلی ندارد.بعد از این اتفاق بود که حسین علی رغم فشارهای اطرافیان، نتوانست تحمل کند که در کسوت روحانیت باقی بماند. این اقدام حسین به طرد وی از خانواده نیز منجر شد.حسین به تهران آمد و در مدرسه ی هنری آناهیتا چهار سال درس خواند و دوره بازیگری و نمایشنامه نویسی را گذراند.
سینا شیری به آژانس عکس گتیایمیجز آمریکا پیوست..jpg)

مجله لایف اولین مجلهی امریکایی بود که تماما به عکاسی خبری میپرداخت. بسیار محبوب بود و گاه در یک هفته تا 13 میلیون نسخه فروش داشت. خاطرات روزانه هنری ترومن، چرچیل و بسیاری از شخصیتهای دیگر سیاسی، در این مجله چاپ شد.
سایت رسمی مجله لایف Life را می توانید اینجا ببینید.(+)
در ویژه نامه این سایت بخشی با عنوان 2011 pictures of the year وجود دارد که در آن عکس های برتر سال ۲۰۱۱ مجله لایف به نمایش گذاشته شده است . در بین این عکس ها یک فریم از ایران و مربوط به اعدام دومین قاتل سریالی زنان در شهر قزوین است. اتفاقی که در خرداد ماه سال جاری رخ داد. (اطلاعات بیشتر)
۳- (حس ها و حدس ها )...
۴-چه زیباست... که همچنان خبر های خوش زندگی ام را از زبان تو می شنوم.


ضربه ها در حد یک سیلی دوستانه نرم است؛ اما عجب متّه ای می شود برای
چرخیدنی ابدی در قلب و فرورفتنی بی پایان به قصد سوزاندن و بیش سوزاندن.
انتظار زیادی نیست اگر یک "انسان" بازنشسته بخواهد بعد از سالها زحمتی که
برای جامعه ای کشیده و خون دلی که برای ساختن آن خورده، روزهای بازنشستگی
اش "نگاه سرخ" موجود به چشم یک "ماشین بازنشسته" و اسقاطی نگاهش نکند که
تنها سهمش از دنیا پارکینگ باشد؛ اما این روزها پارکینگ و پارک شباهت های
غیرآوایی هم یافته اند.
انتظار زیادی نیست اگر یک بازنشسته بخواهد بعد سالها جان کندن کمی هم در
این جامعه ای که خودش ساخته سهم و جایگاه داشته باشد؛ جایگاهی به جز
"پارک" های کم تعداد و تنگی که عجیب یاد " پارکینگ " های رفقای سرخ را به
یاد می آورند و رفتاری که با پیران فاقد قدرت تولید در همسایه شمالی می
شد.
بازنشستگی در دنیای رو به پیشرفت، دوره ی شکوفایی و تفریح است؛ دوره
استراحت و گردشگری و تفریح اما در کشوری که همیشه سرکوفت اخلاقیاتش را بر
سر دنیا کوفته برای بازنشسته نه خبری از تفریح هست، نه حتی بیمه ای
کارآمد که هزینه های فزاینده درمان را تامین کند. از سازمان های عریض و
طویل مبلغ ناچیزی را به عنوان "حقوق بازنشستگی" بعد عمری حق بیمه دادن
شاید بتوان گرفت. احترامی هم نیست دیگر که به امیدش بتوان بی کاری و بی
مهری و بی پولی را تحمل کرد.
این است که "پارک" می شود "پارکینگ" پدرها و مادرهای از کار افتاده؛
آدمهایی که تنها اسمشان را ماشین نگذاشته ایم و رفتاری که امروز با
آدمهای پیر می شود، همان "سیلی نرم دوستانه" ایست که یکایک ما برای زدن
آن دانگ خودمان را گذاشته ایم... متّه ای برای چرخیدنی ابدی که ... 














ادامه مطالب






بر این اساس، سه هنرمند حميده شفيعيها (عکاس خبرگزاری برنا)، زهرا سليمي و آنيتا حسنعلي زاده به عنوان سه عکاس برتر بخش ویژه این جشنواره معرفی شدند که لوح افتخار، يادمان جشنواره و جايزه نقدي دریافت کردند.
همچنين هيأتداوران در اين بخش از عكاساني چون فاطمه بهبودي (عکاس خبرگزاری برنا)، سيما مهرآذر و مهتاب ثروتي با اهداي لوح، تقدير به عمل آورد.
به گزارش برنا، در بخش زنان و زندگي شهري نيز هفت هنرمند عكاس با نامهای عليرضا فيضي، جمشيد فرجوند فردا، امين نظري، علي حسنعلي زاده، مونيكا شركتي، بهزاد تركيزاده و حسن قائدي موفق به دريافت لوح افتخار يادمان جشنواره و جايزه نقدي شدند. همچنين هيات داوران در اين بخش از مصطفي حقگو نيز براي اثر پرتاب وزنه بانوان تقدير نمود.

ادامه مطالب
فرشتگان مغرب را به بارگاه خود فراخواند
و از آنها خواست تا برای پنهان کردن راز زندگی پیشنهاد بدهند
یکی از فرشتگان به پروردگار گفت: آن را در زمین مدفون کن
فرشته دیگری گفت آن را در زیر دریاها قرار بده
سومی گفت راز زندگی را در کوهها قرار بده
ولی خداوند فرمود ....



